۰

برکه خاموش است ، حتی ساربان خاموش تر
عشق هم خواب است زیر حجمِ بالاپوش تر
بی قراری هم قراری یافته در این کویر
هوش هم در این میان ، سر بر هوا ، بیهوش تر
او ، همان اویی که دور از ماست ، گرمِ انتظار
ما ، بسان هیزمی نمناک ، تر ، خاموش تر
گوش های آسمان در حسرتِ توصیف او
واژه سرگردان وصف این و آن ، مخدوش تر
قاب “ما ” شایسته ی تمثال بی تمثال دوست
روح سرگردان ، تمام بود ما تن پوش تر
مصر ، آن سوتر برای بود ما کل می کشید
ما و کنعان ، مست تر ، آشفته ، هم آغوش تر
سهم ما از فهم ، وهمی کوت ، حجمی از خیال
روزهای شوقمان ، حیران و بازیگوش تر
دردمان بی دردی و درمانمان لبخندِ سرد
دم غنیمت داشته ، سرگرم با دمنوش تر
۱۲ دی ۱۳۹۴

10524658_920538071354041_8747615489899060558_n

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *