مشق باران | لوح
۰

لرزش خط های باران روی گل ، پروانه کاشت
بر کویر خشک آتش سوخته گلخانه کاشت
روی موج بی قراری  ، بی قراری را نوشت
موج ها را شخم زد ، اندیشه ای رندانه کاشت
رود را  در دره های عمق  تنها دید و باز
باز هم بارید ، بذر رفتنی شوقانه کاشت
روی بام خانه  با تذهیب خود دریا کشید
روی دریا با طراوت سفره ای شاهانه کاشت
عقل را از تک درخت مانده از پرواز  شست
روی انبوه زمین یک جنگل  دیوانه کاشت
قطره قطره رفت تا عمق سکوت ریشه ها
در کنار ریشه ها پیمانه در پیمانه کاشت
باز هم بارید ، تا جایی که حتی ناودان
در مسیر جوی این پس کوچه ها گلخانه کاشت
مو پریشانی به جان آبشار افتاده بود
مستمر بارید ، در رد عبورش شانه کاشت
کودکی پشت حجاب پنجره مایوس بود
روی شیشه کوچه ای از جنس آتشخانه کاشت
ابر ، وقتی آب شد ،  باران  کمی آرام شد
در مشام شهر بوی جاری ریحانه کاشت
۲۰ فروردین ۱۳۹۴

 

loo3-2

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *