ماه در چاه | لوح
۲

یوسف کنعان ما در چاه ماند و آب شد

سهم ما از رویت تمثال رویش خواب شد

حضرت ایجاز او در دلو ماند و حال ما

در فراق حضرتش در حسرت اطناب شد

۳۱ فروردین ۱۳۹۳
 

 

 

458

۲ دیدگاه

  1. زهرا می‌گه:

    سلام…
    استاد وقتی از این همه همهمه ای که در زندگیم وجود داره خسته میشم و هر لحظه بیشتر از پیش به هیچ و پوچ بودن دنیا پی می برم مطالب شما انگار آب روی آتشه…
    دلم پرواز میخواهد در اندوه سیاهی ها…
    یا حق
    التماس دعا

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *