۰

 fatima1

جایی که آیه آیه ی باران چکیده بود

جایی که جبرییل از آن غنچه چیده بود

بر روی بوم خانه زهرا ، دریغ و درد

آتش زبانه های خودش را کشیده بود

*

ای زوجه امیر ! در این دل امیر باش

ای مام نور ! جان حسینت منیر باش

یا بضعه الرسول ! اغثنی ! به حق عشق

دل بسته ام به حضرتتان ، دستگیر باش

*

با حضرت تو حال و هوامان بهاری است

گویا قرارمان عطش و بی قراری است

زمزم ز کنج خانه تو شره کرده است

ای کوثری که خیر کثیر تو جاری است

*

با یک نگاه پیچ و خم عشق را نوشت

تا آخرین رمق ، رقم عشق را نوشت

در کوچه مانده بود ولی اهل کوچ بود

چون رود رفت و مشق یم عشق را نوشت

*

وقتی که شراره های آتش زد در

گشتی تو برای حضرت دوست سپر

با خط خوش شکسته نستعلیق

ای حضرت نور ! می نویسی : حیدر

۲۶ اسفند ۱۳۹۲

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *