۲

 

 
از زلیخای بی قراری من عشق یک روز وام می گیرد
ته چاهم … و دلو در خلوت از من خسته جام می گیرد
مصر اینجاست ، دور تر از دور ، شهر کنعان چقدر نزدیک است
بوی من جاری است تا کنعان ، شهر از آن نظام می گیرد
شهر ها غرق در هیاهویند ، کوچه ها  بی قرار و سرگردان
خواهد آمد سحرگهی که طلوع  بوی بیت الحرام می گیرد
من درون حرای مردم شهر تا زمان ظهور خواهم ماند
هر که در خویش ندبه ای دارد  باز شرب مدام می گیرد
شهر ، دارالاجابه  خواهد شد با ظهور شکوهمند فرج
چشم مشتاق مردم مضطر طعم دارالسلام می گیرد
میم و حا  بی قرار خواهد شد از  تماشای میم و دال خدا
ظلم از شهر می شود تبعید عدل از آن انتقام می گیرد
حجر از بوسه های من  یک روز   خوشه خوشه حضور می چیند
 زخم کعبه ز  قامت سروم ناگهان التیام می گیرد
در خیابانتان غریبه ترم  سر و وروی نگاهتان کوفی است
باز ابن زیاد آمده است از شما التزام می گیرد
ندبه ها نامه های بی روحند … و خیابان چقدر سفیانی است
باز رفتار کوفی مردم از حسین انتقام می گیرد
آی مردم ! گناه تاریکی است روزتان با گناه همچو شب است
توبه نور است  شهر با توبه از خدا ابتسام می گیرد

۲۰ دی۱۳۹۲

از زبان حضرت نور، سید مهدی فاطمی(عج)

 

 

imam_zaman_on-horse

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۲ دیدگاه

  1. زهرا می‌گه:

    طعم مشتاق مردم مضطر طعم دار السلام میگیرد….
    یعنی میاید روزی که وقتی توی خیابان های این شهر دود گرفته راه میرویم، نهایت پوچی همه چیز با دود و سرب توی چشممان فرو نرود؟ میاید روزی که از کنار هم که رد میشویم، طع شیرین “سلام” و امن، از ما ساطع شود؟این آشفته بازار روزی “دار السلام” خواهد شد؟؟

  2. زهرا می‌گه:

    دلم گرفت از این ابیات. من سید مهدی فاطمی را درک نمیکنم.ولی اگر واقعا او، کسی باشد که پا به پای تمام جهالت های من میسوزد و عمری است در انتظار ظهور، حرا نشین قلب من است، “اگر واقعا باشد”…
    فکر میکنم اگر واقعا باشد، من چه خسران زده بیچاره ای هستم.که عمری دنبال هر محبت و رابطه ای دویدم و وقت گذاشتم، اما ذره ای دلم نتپید برای تعریف یک رابطه فهم محور با چنین موجودی…

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *