۴

در آمایش سرزمین باورم

باید برآب های رونده سد زد

از همین خرده باورها

      سیل بند زد

تا هجوم وسوسه ها

     هستی ام را نبرد

و در سیل رودهای شهرت و شهوت

      خانه نساخت

باید

آنقدربارید

  تا سفره های آب زیر زمینی پر شود

باور من

  در جغرافیای خشکسالی

   در سخت ترین عرصه ی زمانی است

ابرهای اشتیاقم

  در سرزمین دیگران می بارد

و زمین من

هنوز العطش می گوید

چشم هایم باردار نیست

   و همین که چشمم نمی خشکد

   به واسطه ی چاه هایی است که

     در زمین آب می آورد

    نه از آسمان

افسوس

از صرفه جویی  در آب

   به صرفه جویی در اشک رسیده ام

۲۷بهمن۱۳۸۷

458

۴ دیدگاه

  1. تورنگ می‌گه:

    و همین که چشمم نمی خشکد
    به واسطه ی چاه هایی است که
    در زمین آب می آورد
    نه از آسمان

    سلام استاد چه کار خوبی کردین سایت درست کردین اینجوری دلتنگی ما هموار میشه

  2. علی کاسبان می‌گه:

    اسلام .از شما خیلی ممنونم شما راه زندگی به من اموختید شاید مرا بخاطر نداشته باشید ولی من شما را هیچگاه از یاد نخواهم برد از همکاران قدیم شما هستم لایق دوستی با بزرگواری چون شما نیستم بعد از همکاری با شما به خدمت سربازی رفتم بعد از ان شما را دیگر نیافتم ولی مداوم ارزوی دیدارتان را دارم

  3. علی کاسبان می‌گه:

    سلام. من یکی از همکاران قدیمی شما هستم دیوانه وار در انتظار دیدنتان خواهش میکنم اگر امکان دارد پاسخ مرا بدهید من از شما راه نیکی برای زندگی اموختم پس از خدمت سربازی دیگر موفق به زیارتتان نشدم

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *