۲

چاه ، آبستن دریاست ، نمی دانستیم

یوسف حُسن  همین جاست ، نمی دانستیم

دلو ها تشنه آبند  ، عطش نابالغ

تشنگی آفت دنیاست ، نمی دانستیم

همه دغدغه یوسف کنعان جمع است

اوج این ندبه  فراداست ، نمی دانستیم

و ته چاه دل ما ، … و همین نزدیکی

چشمه گنبد میناست ، نمی دانستیم

ما بدنبال تولیّ ، همه جا جار زدیم

مشق امروز تبریّ است ، نمی دانستیم

باید از خویشتن خویش ، سحرتوبه کنیم

توبه ، آغاز تماشاست ، نمی دانستیم

مثل یک ریشه به کنعانِ زمین چسبیدیم

آسمان منتظر ماست ، نمی دانستیم*

esfahan-menarjonban1

۲ دیدگاه

  1. سلامتی می‌گه:

    سلام و ارادت
    زیبا بود.تشکر
    برایم دعا کنید.حقیقتاً گرفتارم. مدتهاست که با “خود”م گرفتارم
    باز هم تشکر

    • علیرضا فتحیان می‌گه:

      سلام خداوند بر شما. بسیاری خود کشف ناشده دارند. به عبارت ساده بیخودند!
      برخی خود را کشف کرده اند اما هنوز از پل آن برای رسیدن به خدا عبور نکرده اند.
      و اندکند کسانی که خود کشف شده را در توحیدی ترین قطعه زندگیشان به خدا بازگردانده اند. انا لله و انا الیه راجعون
      امید آنکه شما از پل خود عبور کرده باشید و در آن سوی این دنیای مه آلود برای من و همه کسانی که هنوز در بند تنند دعا کنید.

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

پاسخ دادن به علیرضا فتحیان لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *